دوستان نظر یادتون نره !

Don't forget to comment

تسلیت

جهان یکی از نوابغش را از دست داد. مریم میرزاخانی نابغه ریاضی ایرانی . آسوده بخواب

پیشگویی

یکی از کاربردهای ریاضی اینه که فقط با دانش محض در مورد مطالب علمی نظر میدهد که ممکن است بعد از صدها سال علوم تجربی مانند فیزیک درستی آنرا مشاهده کنند. مانند امواج گرانشی و سیاهچاله ها که از نظریه نسبیت با دانش ریاضی اثبات شد و بعد از صد سال امواج گرانشی مشاهده شد.

خبر

خبر پاییز را همان تقویمی به من داد که از خبر بهارش کلی خوشحال شده بودم

دروغگو

ریچارد یک دروغگوی حرفه ای است. او شش روز هفته را دروغ میگوید و فقط یک روز حرف راست میزند.
برای اینکه بفهمیم او چه روزی راست میگوید به گفته های او در سه روز توجه کنید:

روز اول:
من دوشنبه و سه شنبه دروغ میگویم.

روز دوم:
امروز پنج شنبه یا شنبه و یا یکشنبه است.

روز سوم:
من چهارشنبه و جمعه دروغ میگویم.

حال بگویید ریچارد چه روزی حرف راست میزند؟

معما ی میراث

پیرمرد مسخره ای که دم مرگ هم نمیخواست دست از مسخره بازی بردارد. به دو پسرش گفت: فرزندان دلبندم من گنجی را زیر فلان درخت پنهان کرده ام هر کدام از شما اسبش دیرتر به درخت برسد گنج مال اوست، سپس جدی جدی مرد. پسران که کاملا گیج شده بودند سوار بر اسب شدند و نزد مرد دانایی رفتند و از او راهنمایی خواستند. مرد دانا انها را راهنمایی کرد سپس هر دو پسر سوار بر اسب شدند و به  تاخت سمت گنج رفتند و یکی از آنها گنج را صاحب شد.  چطور این کار را کردند؟

مهمانی اعداد

یه روز عدد 10 مهمونی میگیره همه عددارو دعوت میکنه
0,1,2,3,4,5,6,7,9 به جز عدد 8 چون از عدد 8 اصن خوشش نمی یومد.
خلاصه شب مهمونی میرسه و عدد 10 میاد ببینه مهمونا چیزی کم ندارن که یهو چشمش میوفته میبینه عدد 8 داره وسط مهمونا میرقصه.
میاد وسط و یکی میخوابونه زیر گوش 8 میگه کی تورو دعوت کرده؟مگه من نگفتم تو حق نداری بیای؟
عدد 8 همینطوری که اشک تو چشماش جمع شده بود با بغض عدد 10 رو بغل کرد و گفت:...
من صفرم دستمال بستم دوره کمرم واستون عربی برقصم......
@@ بیایید زود قضاوت نکنیم @@

تقسیم شادی

در سمیناری به حضار گفته شد اسم خود را روی بادکنکی بنویسید.
همه اینکارو انحام دادند و تمام بادکنک ها درون اتاقی دیگر قرار داده شد.
اعلام شد که هر کس بادکنک خود را ظرف 5 دقیقه پیدا کند.
همه به سمت اتاق مذکور رفتند و با شتاب و هرج و مرج به دنبال بادکنک خود گشتند ولی هیچکس نتوانست بادکنک خود را پیدا کند.
دوباره اعلام شد که این بار هر کس بادکنکی که برمیدارد به صاحبش دهد....
طولی نکشید که همه بادکنک خود را یافتند.
دوباره بلندگو به صدا درآمد که این کار دقیقاً زندگی ماست.
وقتی تنها به دنبال شادی خودمان هستیم به شادی نخواهیم رسید
در حالی که شادی ما در شادی دیگران است، شما شادی را به دیگران هدیه دهید و شاهد آمدن شادی به سمت خود باشید.

جعبه میوه

سه جعبه میوه داریم . یک جعبه سیب، یک جعبه پرتقال و یک جعبه شامل سیب و پرتقال است.

برچسب نوع میوه روی هر سه جعبه اشتباه زده شده است. اگر فقط حق نگاه کردن یک میوه از یکی از جعبه ها را داشته باشیم چطور میتوانیم برچسبها را برای هر جعبه درست بزنیم

معما اعداد

در تساوی abcd*e=dcba  به جای حروف عدد قرار دهید طوریکه تساوی بر قرار باشد.

vala


رسم نمودار قلب


آموزش دیفرانسیل


معمای اعداد

2+3=8,
3+7=27,
4+5=32,
 5+8=60,
6+7=72,
7+8=??

عدد پی

ساعت با طعم ریاضی


نوروز مبارک

استفاده از تناقض

در جزيره اي قبيله اي وحشي زندگي مي كردند كه دو خدا، خداي راستي و خداي دروغ داشتند. آنها هر كسی را كه به جزيره مي آمد قرباني مي كردند، به اين ترتيب كه از وي سوالي مي پرسيدند، اگر راست مي گفت او را قرباني خداي راستي و اگر دروغ مي گفت، او را قرباني خداي دروغ مي كردند.


روزي شخصي وارد جزيره شد. او را گرفتند و از او پرسيدند: سرنوشت تو چه خواهد بود؟
آن شخص جواب داد: "شما من را قرباني خداي دروغ خواهيد كرد."
با اين جواب وحشي ها مستاصل شدند زيرا خواه راست گفته باشد و خواه دروغ، بايد هم قرباني خداي راستي شود و هم قرباني خداي دروغ!

اگر

اگــر دري ميــان مــا بــود،

مــي‌کــوفتــم؛

درهــم مــي‌کــوفتــم!

اگــر ميــان مــا، ديــواري بــود،بــالا مــي‌رفتــم، پــاييــن

 مــي‌آمــدم؛

فــرو مــي‌ريختــم!

اگــر کــوه بــود، دريــا بــود،

پــا مــي‌گــذاشتــم

بــر نقشــه‌ جهــان و

نقشــه‌اي ديگــر، مــي‌کشيــدم!

امــا ميــان مــا، هيــچ نيســت

هيــچ؛

و تنــها بــا هيــچ،

هيــچ کــاري نمــي‌شــود کــرد . . .


بی کسی

در اين سراي بي كسي، كسي به در نمي زند

به دشت پر مــــلال ما، پرنــــــده پر نمـي زنــــد

يكــي زشب گرفتــگان، چــــــــراغ بر نمي كنـــد

كسي به كوچــه سار شب، در سحر نمي زند

نشستــــــه ام در انتظار اين غبار بي ســــوار

دريغ كز شبـــــي چنين، سپيــده سر نمي زنــد

دل خراب من، دگـــــر خرابتــــــر نمــــي شـــود

كه خنجر غمت از اين خرابتـــــــر نمـــــــي زند

گذر گهــــي است پر ستم، كه اندرو به غير غم

يـكي صــــــلاي آشنا، به رهگــــــذر نمي زنـــــد

چه چشم پاسخ است از اين، دريچه هاي بسته ات

بـــــرو كه هيچ كس نــــدا، به گوش كر نمي زنــــد

نه سايه دارم و نه بر، بيفكننـــــــــدم و ســـزاست

اگر نــــه بر درخت تر، كســـــي تبر نمـــــي زنــد


هوشنگ ابتهاج

کاربرد مشتق و انتگرال

گلایه

دیریست که با من سخن  نیک  نگفتی*** از  دور سرودی و ز نزدیک نگفتی

دادند  پیامم  همه، من  منتظر  تو *** افسوس  که  عید  امد و تبریک نگفتی

1=0

خوب حالا با آرامش و خونسردی کامل ثابت میکنیم 0=1


0=(1+ -1)+(1+ -1)+(1+ -1)+...

0=1+(-1+1)+(-1+1)+(-1+1)+... 

0=1+0+0+0+... =1


love in mathematics

You must be an asymptote, because I just find myself getting closer and closer to you.

رقص مهندسی